ابراهيم عاملي ( موثق )

166

تفسير عاملي ( فارسي )

ميان آن كنند تا پخته شود تا بحدّ آن رسد كه بتوان خوردن همچنان كه ملَّت بتدريج كار خداوندش بدانجا مىرساند : به دنيا منقطع شود و بآخرت از عذاب خلاص يابد و اشتقاق هر دو روا بود كه از ملال و ملل بود براى آنكه بر هر دو صبر بايد كردن و صبر ملال آرد . * ( هُدَى اللَّه هُوَ الْهُدى ) * - 120 كشف : يعنى اگر ديگران دين خود ستايند و دين شما زشت شمارند تو بگو : راه راست آن است كه خدا بنمايد و رهنمون شود . لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ - 120 فخر : علماى علم كلام به اين آيه استدلال كرده‌اند كه تكليف قبل از راهنمائى و دليل جايز نيست و مسئوليّت بر آن صحيح نيست . * ( ما لَكَ ) * . . . * ( مِنْ وَلِيٍّ ) * - 120 ابو السعود : اين جمله از جمله‌هائى است كه براى تهييج احساسات گفته مىشود و گر نه كجا گمان ميرود آن حضرت پيرو ملَّت و دين آنها شود . نيشابورى : اين آيه جلوگيرى سختى است از مردم چون با پيغمبر كه چنين خطاب شود با اينكه در آيت ديگر گفته شده است « خداوند گناه گذشته‌ى تو را ميآمرزد » پس با ديگران چه خواهند كرد ؟ فخر : ممكن است آيه براى جلوگيرى پيغمبر از ميل به آنها باشد . * ( الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَه حَقَّ تِلاوَتِه ) * - 121 كشف نوشته : حقّ تلاوت آن است كه قرآن خوانى بسوز و نياز و صفاء دل و اعتقاد پاك به زبان ذاكر و بدل معتقد و بجان صافى ، زبان در ذكر و دل در خون و جان با مهر ، زبان با وفا و دل با صفا و جان باحيا ، زبان در كار و دل در راز و جان در ناز پير طريقت گفت : بنده در ذكر به جائى رسد كه زبان در دل برسد و دل در جان